با فاصله از دو چشم لیلی چه کنم؟
در لفظ کشم تو را، به معنی چه کنم؟
قابیلم و با عشق خودم را کشتم
با نعش خودم، کلاغ وحشی! چه کنم؟
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
یخ زدن حال عجیبیست آه می داند فقط
تلخی این جاده ها را راه می داند فقط
بین این صدها مسلمان در چنین شهری غریب
حال و روز مرتضی را چاه می داند فقط!
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
نارنجی ار از تیغ غمی تلخ شود
اشعارم اگر به ماتمی تلخ شود
شیرینی کل عالمی، در عدمت
حق دارد اگر شکر کمی تلخ شود
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
عشق است که بیچارهی غم ساخته ما را
از چاله درآورده چَه انداخته ما را
بس خار که پهلوی گلی سرخ نشانده
چون ناپدر معرکه نشناخته ما را
قرآن رجیمیم که دستان جُهودش
از بیم دوصد مخمصه افراخته ما را
این لات خراباتی لایعقل بدمست
باری به قماری به بلا باخته ما را
افسار نشین در میخانه نبودیم!
بنگر ز کجا تا به کجا تاخته ما را
درویش! مپندار که در عقد بلایی
تنها به یکی حجله نپرداخته ما را!
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور